ذبيح الله صفا

809

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

خود را بكتابخانهء ميرزا عبد الرحيم خانخانان فرستاد و درخواست تا پس از مرگش تنظيم گردد . خان نيز چنين كرد و بسال 1024 محمد قاسم اصفهانى متخلص بسراج و معروف به « سراجا » « 1 » را بدين كار گماشت و او با يك سال و نيم كوشش در سال 1026 كلياتى مشتمل بر چهارده‌هزار بيت قصيده و غزل و قطعه و رباعى و مثنوى ترتيب داد « 2 » و نويسنده و مؤلف دانشمند درگاه ميرزا عبد الرحيم يعنى ملا عبد الباقى نهاوندى مؤلف آثار رحيمى ، بعد از سال 1028 ديباچه‌يى بر آن كليات نوشت كه تاكنون چند بار بدان اشاره شد . كليات عرفى چند بار در هند و يك بار در تهران ( كتابفروشى علمى ) شامل : رسالهء نفسيه ، قصائد ، ترجيع‌بند ، تركيب‌بند ، غزليات ، رباعيات ، ساقىنامه ، مثنويات چاپ شد . رسالهء نفسيهء عرفى بنثر فارسى و دربارهء تصوف او بقول ملا عبد الباقى نهاوندى « صوفيان و درويشان را سرلوحهء دفتر تصوف و تحقيق مىتواند شد » و از آن نسخه‌هاى مستقل در كتابخانه‌ها پراگنده است . ازوست : جهان بگشتم و حقا كه هيچ شهر و ديار * نيافتم كه فروشند بخت در بازار كفن بياور و تابوت و جامه نيلى كن * كه روزگار طبيب است و عافيت بيمار ز منجنيق فلك سنگ فتنه مىبارد * من ابلهانه گريزم در آبگينه حصار

--> ( 1 ) - بنگريد بروز روشن ، ص 351 . ( 2 ) - اين نكته را هم بدانيم كه عرفى يك بار مجموعه‌يى از شعر خود را كه بشش هزار بيت برمىآمد گم كرد . اين بيتهاى او حكايت از فقدان زادگان طبعش مىكند : عمر در شعر بسر كرده و درباخته‌ام * عمر درباخته را بار دگر باخته‌ام ساقى مصطبهء لطفم و مى ريخته‌ام * طائر باغچهء قدسم و پر باخته‌ام العطش مىزند از تشنه‌لبى هر مويم * كه قدحهاى پر از خون جگر باخته‌ام رصد شرع هنر چون نشود محو كه من * شش‌هزار آيت احكام هنر باخته‌ام نوشته‌اند كه همين بيتهاى گم شده هم بدست سراجا افتاده و در كليات گنجانيده شده است [ بهارستان سخن ، ص 420 ] .